علل وقوع هشت سال دفاع مقدس

اشغال سفارت آمریكا و شكست عملیات طبس و كودتای نوژه باعث تحقیر آمریكا شد و از سویی ماهیت ضد آمریكایی انقلاب ایران از مرزهای كشور فراتر رفت و منادی تقویت و تشویق این حركت در سایه كشورهای اسلامی و جهان سومی بود. آمریكا برای مهار و نابودی این پدیده سایر كشورها را نیز متحد گردانید و عراق را به جنگ تشویق نمود. صدام با حمایت و پشتگرمی ایالات متحده و دول غربی جنگ را به قصد نابودی انقلاب اسلامی ایران آغاز كرد اما با الطاف الهی و درایت امام راحل و پشتیبانی مردم غیور ایران نه تنها انقلاب لطمه ای ندید بلکه جنگ موجبات تحکیم و تقویت این نهال را مهیا کرد و درخت تنومند نظام جمهوری اسلامی پایدار گردید.
 شهریور ماه 1359 در زمره روزهای فراموش‌ناشدنی تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود. در این روز با بمباران هوایی فرودگاه‌ ها و شهرهای مهم ایران توسط هواپیماهای عراقی و سپس تهاجم گسترده نیروهای زمینی این كشور به قلمرو ایران در طول مرز دو كشور تجاور نظامی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید. دولت عراق در سراسر دوران جنگ كه قریب به هشت سال ادامه یافت و پس از آن همواره كوشید تجاوز نظامی خود را با توسل به یك رشته بهانه ‌ها موجه جلوه دهد، شاید در نگاهی سطحی به اختلافات ارضی و مرزی دیرینه و استمرار تنش و تشنج سیاسی و حتی نظامی بین دو كشور در دهه‌ های گذشته، شعله ‌ور شدن آتش  جنگ بین آن دو  به گونه‌ ای طبیعی یا اجتناب ناپذیر جلوه‌گر شود، دولت عراق نیز در شرایط فقدان هر گونه استدلال معقول و محكمه پسند كوشیده است تا توسل به تجاوز و تحمیل جنگ از جانب خود را از این زاویه توجیه كند. لیكن این جنگ را حكایتی دیگر است و آن اینكه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران توطئه‌ ای بود مشترك از طرف كشورهای عربی و آمریكا با طرفداری بقیه كشورهای جهان كه بوسیله رژیم بعث عراق كه در موقعیت برتر انجام این نقشه قرار داشت، صورت گرفت و حكایت این جنگ نبود جز احساس خطر استكبار به سردمداری آمریكا از استمرار نظام جمهوری اسلامی ایران و صدور ارزش ها و آرمان های اسلامی به قلمرو تحت كنترل و سیطره آنها از جمله عراق، فلسطین، لبنان، افغانستان، منطقه خلیج فارس، كشورهای آفریقایی[1]

كشور ایالات متحده آمریكا بعد از كودتای 28 مرداد 1332 به مدت 25 سال قدرت بلامنازع در امور سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران بود و با وقوع انقلاب بیش از همه متضرر گردید و منافع خود را از دست داده و اعتبارش در جهان به خطر افتاد تا جایی كه مركز مطالعات و استراتژی ملی آمریكا طی گزارشی نوشت «حرمت و اعتبار مانند ظرف چینی است كه به آسانی می ‌شكند و این چیزی است كه آمریكا با پیروزی انقلاب اسلامی از دست داده است.[2]

اولین مسئله‌ ای كه باعث شد آمریكا از لحاظ سیاسی تحقیر شود اشغال سفارت این كشور در تهران بود كه بعد از این قضیه برخوردهای آمریكا با انقلاب اسلامی جدی ‌تر دنبال گردید. از جمله مهم ترین توطئه ‌های آمریكا در قبال جمهوری اسلامی غیر از جنگ عراق عملیات طبس وكودتای نوژه را باید نام برد که در نهایت به خاطر عدم كارساز بودن این دو عملیات جنگ تحمیلی عراق بر ایران تحمیل گردید. اما چرا عراق به عنوان متجاوز و عامل از بین برنده انقلاب اسلامی انتخاب گردید؟ این امر در واقع دلایلی دارد كه در ذیل به آن ها اشاره می‌ شود:

1.ایدئولوژی بعثی رژیم عراق

 2. بازگشت تدریجی این رژیم به كانون خانوادگی غرب از هنگام امضای معاهده الجزایر

 3. ضرورت پیمان دوستی و همكاری عراق در هر گونه اقدامی به منظور بی ثباتی ایران

 4. ظهورانقلاب اسلامی كه خطری برای بقای رژیم بغداد بود. توجه به دلایل انتخاب عراق كاملاً مشخص می‌كند كه عامل محركه عراق بیشتر دلیل چهارم است و عراق به منظور جلوگیری از صدور انقلاب به این اقدام دست زد و در كلامی دیگر منافع عراق در این جنگ همان سد صدور انقلاب و بقای رژیم خود می‌باشد و دلیل اول و دوم و سوم دلایلی هستند كه از طرف آمریكا و كشورهای غربی انتخاب شده و عراق در آن دخیل نیست.[3]

اما دلایلی دیگر از بعد منطقه‌ ای و جهانی
الف.منطقه‌ ای:
از لحاظ منطقه‌ ای انقلاب اسلامی ایران از سوی كشورهای منطقه و حكام مستبد كشورهای حاشیه خلیج فارس خطری جدی تلقی می‌شد. در نتیجه تفاهم دست‌ جمعی برای سد نفوذ جمهوری اسلامی بوجود آمد. در میان كشورهای منطقه ، عراق بیش از سایر كشورها از انقلاب احساس نگرانی می‌ كرد. در یك جمع‌بندی كلی عوامل حمله عراق به ایران به شرح ذیل می‌ باشد:

1. بیشترین جمعیت شیعه جهان بعد از ایران در عراق زندگی می ‌كنند ولیكن حضور روحانیون ایران در سال های قبل از انقلاب برای تحصیل علوم دینی در شهرهای مذهبی عراق و وجود رهبران مبارز طرفدار انقلاب ایران و ارتباط مردمی بین مردم ایران و عراق جهت زیارت عتبات عالیات جاذبه بوجود آمدن انقلابی مشابه انقلاب اسلامی ایران در عراق را تقویت می ‌كرد.[4]

2. صدام حسین داعیه رهبری جهان عرب را در سر می ‌پرورانید و امیدوار بود پس از طرد مصر از رهبری جهان عرب در جریان كمپ دیوید بتواند عراق را جایگزین نماید كه این عمل با یك اقدام نظامی علیه ایران و یدك كشیدن سردار قادسیه به خیال واهی وی تحقق پیدا می ‌كرد.

3. توسعه طلبی ارضی صدام یك انگیزه دیگر در حمله به ایران بود. یکی از مشكلات ژئوپولتیك عراق به زعم زمامدارانش ، محدودیت این كشور در دسترسی به آب های آزاد خلیج فارس بود كه حوزه مانور عراق را هم از نظر نظامی و هم از لحاظ اقتصادی در خلیج فارس محدود می ‌كرد. تا جایی كه از آغاز استقلال دسترسی آسان به آب های خلیج فارس، پیوسته در زمره رویاهای رهبران آن كشور به شمار می ‌رود، بغداد برای حل این معضل همواره دو راه را پیش روی خود می ‌دید:

1. در اختیار داشتن كویت یا حداقل دو جزیره وربه و بوبیان

2. حاكمیت بر خوزستان یا حداقل حاكمیت انحصاری بر آبهای اروندرود. پیروزی انقلاب ایران و سقوط شاه حكومت عراق را وسوسه كرد تا با هوس اشغال خوزستان هم مشكل ژئوپولتیك خود را حل كند و هم از طریق مقابله با نظام انقلاب اسلامی كه خواست بعضی از دولتهای منطقه و غربی از جمله آمریكا بود قدرت برتر در منطقه تبدیل گردد و در پی آن بغداد را به مثابه مركز تصمیم گیری جهان عرب تثبیت سازد.[5]

حمله عراق به كویت پس از جنگ به ایران با سابقه اختلاف بر سر جزیره بوبیان از لحاظ تاریخی و اعلام كویت به عنوان استان نوزدهم عراق در جنگ خلیج فارس بیانگر توسعه ‌طلبی صدام در راستای دستیابی به آبهای آزاد و خارج شدن از تنگنای مرزی و قدرت مانور بیشتر در خلیج فارس بود.

ب. جهانی
آمریكا در رأس قدرت های بزرگ قرار داشت و خواهان نابودی انقلاب اسلامی ایران (به خاطر متضرر شدن از این انقلاب و شكسته شدن هیمنه او در جهان توسط این انقلاب) بود. در یك جمع‌ بندی علل تشویق عراق به جنگ از سوی آمریكا عبارت بودند از:

1.آمریكا شاه را در جریان انقلاب به عنوان بهترین دوست خود از دست داده بود. كارتردر سال 1356 در جلسه ضیافت شامی كه به افتخار او در ایران ترتیب داده شده بود، اعلام كرد «هیچ كشوری دیگر در جهان برای برنامه ‌ریزی مشترك از ایران به ما نزدیكتر نیست، هیچ كشوری برای بررسی مشكلات منطقه‌هایی كه مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست ارتباط نزدیكتر از ایران به ما ندارد. و هیچ رهبر دیگری نزد من احترام عمیق تر و رابطه‌ ای دوستانه ‌تر از شاه ندارد.

2. آمریكا با حضور خود در ایران به عنوان كشوری كه در چهارراه قاره‌ها و یكی از حساسترین مناطق جهان (خلیج فارس) واقع شده و كشوری كه از لحاظ منابع نفت و گاز در خاور میانه مطرح می‌باشد، ضمن تأمین نیازهای نفتی خود به دلیل حاكمیت ایران بر تنگه هرمز روند صدور نفت از این  تنگه مهم بین المللی را تضمین می ‌نمود، همچنین از لحاظ سرمایه گذاری اقتصادی امكان هر نوع سرمایه گذاری خارجی در ایران برای آمریكا فراهم بود و بازار مصرف 30میلیونی ایران برای كالاهای آن آماده بود و برای استفاده از منابع ومعادن و استخراج آن به هر صورت كه می‌خواستند عمل می‌كردند و خلاصه با حضور مستشاران نظامی و سیاسی در داخل حكومت و با سرسپردگی شخص شاه و هیأت حاكمه، ایران در اختیار آمریكا بود. انقلاب اسلامی ایران تمام این امتیازها را از امریكا گرفت.

3. اشغال سفارت آمریكا و شكست عملیات طبس و كودتای نوژه باعث تحقیر آمریكا شد و از سویی ماهیت ضد آمریكایی انقلاب ایران از مرزهای كشور فراتر رفت و منادی تقویت و تشویق این حركت در سایه كشورهای اسلامی و جهان سومی بود. آمریكا برای مهار و نابودی این پدیده سایر كشورها را نیز متحد گردانید و عراق را به جنگ تشویق نمود. آندره فونتن نویسنده و روزنامه ‌نگار فرانسوی می ‌گوید: از شیخ نشینهای خلیج فارس گرفته تا شوروی و آمریكا همه از پیدا كردن راهزنی مثل صدام كه در برابر آیت الله قد علم كند خوشحال بودند.[6]

از مجموع آنچه بیان شد روشن گردید كه صدام با حمایت و پشتگرمی ایالات متحده و دول غربی و اتحاد جماهیر شوروی سابق (كه امروزه بعد از پایان جنگ و فاش شدن اسرار در آن جای تردید نیست) جنگ را به قصد نابودی انقلاب اسلامی ایران آغاز كرد اما با الطاف الهی و درایت امام راحل و پشتیبانی مردم غیور ایران نه تنها انقلاب لطمه ای ندید بلکه جنگ موجبات تحکیم و تقویت این نهال را مهیا کرد و درخت تنومند نظام جمهوری اسلامی پایدار گردید.

 

موضوعات: مختلف  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...