✿مدرسه علمیه جوادالائمه آبدانان استان ایلام✿
 
 

✿جــــوادالائــــــمه آبــــــــدانـــــان✿


حدیث موضوعی





اوقات شرعی


روزشمار فاطمیه


جستجو




آمار
  • امروز: 10
  • دیروز: 6
  • 7 روز قبل: 71
  • 1 ماه قبل: 572
  • کل بازدیدها: 26255

 



شروع تبلیغ جهت پذیرش توسط معاونت فرهنگی مدرسه خواهران آبدانان

به همت معاونت فرهنگی مدرسه علمیه خواهران آبدانان .با حضور در مراسمات ومحافل عمومی دهه فاطمیه علاوه بر بیان مطالب در این برنامه.تشویق خواهران را به حضور در ثبت نام در مدرسه علمیه صحبت کرد

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




شروع تبلیغ جهت پذیرش توسط معاونت فرهنگی مدرسه خواهران آبدانان

به همت معاونت فرهنگی مدرسه علمیه خواهران آبدانان .با حضور در مراسمات ومحافل عمومی دهه فاطمیه علاوه بر بیان مطالب در این برنامه.تشویق خواهران را به حضور در ثبت نام در مدرسه علمیه صحبت کرد

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




یک جلوه از معرفت نفس این است که راحت‌طلبی را در وجود خودمان بشناسیم

ان‌شاء الله خدا به ما توفیق بدهد که راحت‌طلبی را در وجود خودمان بشناسیم. و این یک جلوه از معرفت نفس است؛ کهپیامبر(ص) فرمود: «مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه»(مصباح‌الشریعه/13) و امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «مَعْرِفَةُ النَّفْسِ أَنْفَعُ‏ الْمَعَارِف‏» (غررالحکم/9865)همین‌که کسی واقعاً بفهمد که راحت‌طلب است، خودش یک توفیق است و نیاز به دعا و استعانت از خداوند دارد. از خدا بخواهیم که راحت‌طلبی ما را به ما نشان بدهد؛ هرجلوه‌ای از راحت‌طلبی که در وجود ما هست به ما نشان بدهد. چون هر کسی راحتی را در یک چیزی می‌خواهد و می‌داند.

از خدا مدد بگیریم که راحت‌طلبی را در خودمان و در خانواده‌های خود از بین ببریم.این‌قدر دربارۀ بچه‌های خود، نگویید: «بگذار بچه راحت باشد!» با این ‌کار در واقع بچۀ خودتان را راحت‌طلب بار می‌آورید و او را خراب می‌کنید.

باید راحتی را مدیریت کنیم نه اینکه کلاً آن را قلع و قمع کنیم!/ گاهی باید راحتی باشد و گاهی نباید باشد؛ این است که کار ما را سخت کرده است!

البته نباید راحتی را به طور مطلق حذف کنیم، حتی برای برخی از انواع راحتی‌ها باید اقدام کنیم. مثلاً رفتن به خارج شهر و استفاده صحیح از راحتی و تفریح در یک حدّی خوب است. اینکه ما باید علیه راحتی اقدام کنیم، معنایش این نیست که خودمان را غرق در عدم راحت کنیم.

اتفاقاً اگر می‌گفتند به طور کلی راحتی را کنار بگذارید، مبارزه با آن زیاد سخت نبود، بدون بحث کلاً آن را کنار می‌گذاشتیم. ولی مسأله این‌جاست که گاهی باید این راحتی باشد و گاهی نباید باشد. این است که کار ما را در مدیریت «راحتی» سخت می‌کند. باید آن را مدیریت کنیم نه اینکه کلاً قلع و قمع کنیم.آن جاهایی که انسان زیادی و بی‌خودی راحت‌طلبی می‌کند، باید خودش را جمع کند. اما یک جاهایی هم باید استراحت کنیم.

جالب اینجاست که گاهی اوقات ما برعکس عمل می‌کنیم! یعنی جاهایی که باید راحتی را کنار بگذاریم، به دنبال راحتی می‌رویم و جاهایی که باید راحت باشیم خودمان را ناراحت می‌کنیم و به دنبال برخی از لذت‌ها می‌رویم که راحتی ما را از بین می‌برند. مثلاً گفته‌اند: «موسیقی گوش نکن چون موسیقی در درازمدت تو را ناراحت می‌کند و اعصابت را به هم می‌ریزد.» ولی موسیقی گوش می‌دهیم.

برخی از راحتی‌ها را باید برویم و به دست بیاوریم. حتی وقتی آنها را به دست می‌آوریم، ثواب هم می‌بریم. ولی برخی از آنها را باید ترک کنیم. مهم این است که روحیۀ راحت‌طلبی خودمان را از بین ببریم و آماده باشیم که هر جا لازم بود راحتی را کنار بگذاریم.

برای تحقق این هدف باید این بیماری راحت‌طلبی در فرهنگ ما شناخته شود، و در تفکر ما این بیماری جایگاه منحوسی پیدا کند و به آن نگاه بدی داشته باشیم.

معیار «راحت‌طلبی» در انتخاب همسر

در بحث انتخاب همسر هم به این مسأله توجه کنید. چون زندگی کردن با انسان راحت‌طلب واقعاً یک مصیبت است! ببینید طرف مقابل شما سخت‌کوش بوده یا نه؟ ثروتمند یا فقیر بودنش در مقابل این روحیۀ مهم و کلیدی اصلاً مهم نیست. مثلاً ممکن است یک کسی ثروتمند باشد ولی راحت‌طلب نباشد، یا فقیر باشد ولی راحت‌طلب هم باشد. آنچه مهم است این است که راحت‌طلب نباشد.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




مهمترین بخش مدیریت علاقه‌ها، مخالفت کردن با هوای نفس است

مهمترین بخش مدیریت علاقه‌ها مخالفت کردن با هوای نفس است. یعنی یک فهرستی از علاقه‌ها را جلوی ما می‌گذارند تا با آنها مبارزه کنیم و البته این فهرست تمام نمی‌شود چون هر علاقۀ بد و مزاحمی را کنار بزنی، یک علاقۀ بد و مزاحم دیگر رو می‌آید.پیامبر(ص) فرمود: «هر عیبی را از خودت دور کنی، یک عیب دیگر در خودت می‌یابی؛ فَإِنَّهُ لَا یَنْفِی مِنْهَا عَیْباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَیْبٌ؛ کافی/ج2/ص148)اگر هم بعد از یک مدتی همۀ علاقه‌های بد ما از بین برود و تمام شود چه اتفاقی می‌افتد؟ حالا نوبت به علاقه‌های خوب می‌رسد که باید با آنها مبارزه کنیم تا به علاقه‌های عالی‌تر‌ برسیم. اینکه حضرت ابراهیم(ع) فرزندش اسماعیل(ع) را دوست داشت، مگر علاقۀ بدی بود که خدا فرمود باید از این علاقه دل ببُری؟

یا باید خودت با علاقه‌های بدت درگیر شوی، یا اینکه خداوند – از طریق مقدرات و اتفاقات زندگی‌ات- به تو کمک می‌کند تا با علاقه‌های بدت مبارزه کنی. مثلاً یک چیزی را دوست داری، ولی خدا آن را از جلوی تو بر می‌دارد و کنار می‌کشد. باید بدانی آن موقعی که به علاقه‌ات نمی‌رسی مصلحت بوده که به آن نرسی تا رشد کنی. آن موقعی هم که خداوند اجازه می‌دهد به یکی از علاقه‌های خودت برسی و جواب بدهی، در واقع مصلحت دانسته که تو به آن برسی، و این هم برای جریان کلی رشد تو لازم بوده است.

«راحت‌طلبی» یکی از مصادیق هوای نفس است که مدیریت آن از نظر فردی و اجتماعی اهمیت دارد

از ابتدای بحث تنها مسیر تا به اینجا، به طور کلی دربارۀ مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان صحبت کردیم، حالا می‌خواهیم دربارۀ یکی از مصادیق هوای نفس و یکی از علاقه‌های مهمی که باید آن را مدیریت کرد، کمی صحبت کنیم. و آن علاقه «راحت‌طلبی» است. این علاقه، علاقۀ بسیار کلیدی و مهمی است که هم دارای «اولیت» است و هم از جهاتی دارای «اولویت» است؛ یعنی یکی از علاقه‌هایی که ابتدائاً باید با آن مبارزه کنیم و خیلی هم اهمیت دارد، «راحت‌طلبی» است.

راحت‌طلبی اولین علاقه‌ای است که انسان در بدو تولد آن‌را تجربه می‌کند و تا آخر هم با انسان باقی می‌ماند. مدیریت کردن این علاقه، هم از نظر فردی و هم از نظر اجتماعی اهمیت دارد. اینکه در جامعۀ ما، نگرش‌ها و نگاه‌های بسیار مثبت نسبت به راحتی وجود دارد، واقعاً یک فاجعه برای رشد و تعالی است. در حالی که این «راحتی» سمّ مهلک است و باید آن را کنار بزنیم. کمتر کسی توجه دارد به اینکه راحت‌طلبی را به عنوان یکی از مصادیق هوای نفس باید مدیریت وکنترل کرد.

انسان‌های راحت‌طلب، زود به زود ناراحت می‌شوند/ راحت‌طلبی مبدأ بسیاری از گرفتاری‌های روحی و مشکلات ما در سبک زندگی است

بعضی‌ها عقاید و علاقه‌های خیلی خوبی دارند، ولی با این مسأله (مبارزه با راحت‌طلبی) درست کنار نیامده‌اند. کسانی که راحت‌طلب هستند، زود به زود، ناراحت می‌شوند. لذا به جای اینکه به چنین کسی بگوییم: «چقدر عصبانی و بداخلاق هستی!» باید بگوییم: «چقدر راحت‌طلب هستی!» چون تا یک‌مقدار از راحتی فاصله می‌گیری، خیلی زود ناراحت و عصبانی می‌شوی.

راحت‌طلبی مبدأ بسیاری از گرفتاری‌های روحی ماست. لذا اگر راحت‌طلبی خودمان را از بین ببریم برخی از بیماری‌های روحی دیگرمان هم در کنارش خود به خود درست می‌شود.

راحت‌طلبی مبدأ بسیاری از مشکلات ما در سبک زندگی و مبدأ بسیاری از پذیرش‌ها نسبت به فرهنگ منحط غرب هم است.

راحت‌طلبی غیر از لذت‌طلبی است/ ما با راحت‌طلبی به دنیا آمده‌ایم ولی باید این علاقه را مدیریت کنیم

راحت‌طلبی غیر از لذت‌طلبی است. با اینکه راحتی هم نوعی لذت دارد، ولی لذت، غیر از راحت است. آدم وقتی راحت شد، تازه به دنبال لذت بردن می‌شود. مثلاً اینکه انسان می‌خواهد گرسنگی نکشد، از راحت‌طلبی است ولی اینکه انسان می‌خواهد غذای خوشمزه بخورد، از لذت‌طلبی است. و طبیعتاً این دو با هم فرق می‌کند.

بچه‌ای که به دنیا می‌آید در ابتدا دنبال راحتی است نه دنبال لذت. لذا وقتی گرسنه می‌شود شروع می‌کند به گریه کردن. و بعد از اینکه سیر شد، آمادۀ بازی کردن می‌شود. آدمی‌زاد با راحت‌طلبی به دنیا می‌آید و این راحت‌طلبی تا آخر عمر با او می‌ماند. راحت‌طلبی حداقل درخواست‌های انسان است ولی همین درخواست حداقلی می‌تواند آدم را بدبخت و بیچاره کند.

درست است که ما با راحت‌طلبی به دنیا آمده‌ایم ولی از آنجا که «تفسیر زندگی، مدیریت علاقه‌هاست» باید این علاقه را مدیریت کنیم.امام زین‌العابدین(ع) می‌فرماید: «لا تَطلُبْ ما لَم یُخلَقْ»چیزی که خلق نشده تقاضا نکن! پرسیدند: آن چیست؟فرمود «الراحَةُ لَم تُخلَقْ فی الدنیا» راحتی در دنیا خلق نشده؛(خصال صدوق/1/64)راحتی کامل در این دنیا خلق نشده و همیشه در کنار هرمقدار راحتی، مقداری ناراحتی و رنج هست. لذا هم مدیریت کنی و بگویی: همین‌قدر راحتی که دارم بس است، نمی‌خواهم خیلی راحت باشم و راحتی کامل داشته باشم و علاوه بر این خودت هم باید از برخی از راحتی‌هایی که فراهم است فاصله بگیری، تا رشد کنی و قوی شوی.

ترک راحتی، آغاز و کلید مخالفت با هوای نفس است/برای مدیریت علاقه‌ها، اولین علاقه‌ای که باید با آن مبارزه کنیم راحت‌‌طلبی است

امام صادق(ع) می‌فرماید: «تَفْسِیرُ الْعُبُودِیَّةِ بَذْلُ‏ الْکُلّ»تفسیر عبودیت این است که همۀ وجودت را به خدا بدهی. حتی اگر یک ذره از وجودت را بخواهی برای خودت نگه‌داری، دیگر عبد نیستی. شرط و شروط نباید بگذاری.«وَ سَبَبُ ذَلِکَ مَنْعُ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى وَ حَمْلُهَا عَلَى مَا تَکْرَهُ»سبب و عامل اینکه بتوانی این کار را انجام دهی، این است که نفس خودت را از هوای نفس منع کنی و نفس خود را وادار کنی به کاری که دوست ندارد(البته این کار باید طبق برنامۀ دین باشد)«وَ مِفْتَاحُ ذَلِکَ تَرْکُ الرَّاحَةِ» آغاز و کلید مخالفت با هوای نفس، ترک راحتی است.(مصباح‌الشریعه/7)بنابراین اگر ترک راحت نکنی، نمی‌توانی مبارزه با هوای نفس کنی. یعنی اگر خواستیم با هوای نفس خود مبارزه کنیم و علاقه‌های خود را مدیریت کنیم، اولین علاقه‌ای که باید با آن مبارزه کنیم راحت‌‌طلبی است.

محبت خدا علاقۀ به راحتی را از آدم می‌گیرد/علاقۀ انسان به راحتی، فقط در لقاء الله جواب پیدا می‌کند

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «الْقَلْبُ الْمُحِبُّ لِلَّهِ یُحِبُ‏ کَثِیراً النَّصَبَ لِلَّهِ»قلبی که خدا را دوست دارد و عاشق خداست دوست دارد زیاد در راه خدا سختی بکشد«وَ الْقَلْبُ اللَّاهِی عَنِ اللَّهِ یُحِبُّ الرَّاحَةَ»و قلب بی‌خود و بی‌خبر از خدا، راحتی را دوست دارد(و انگار هنوز بالغ نشده است)؛ (مجموعۀ ورّام/ج2/ص87) محبت خدا یکی از چیزهایی است که حب علاقۀ به راحتی را از آدم می‌گیرد. دیگر آدم دوست ندارد راحت باشد. «حب الله» با آدم این‌ کار را می‌کند.

حب راحت با انسان زاده می‌شود اما راحتی در دنیا وجود ندارد. خداوند در این دنیا راحتی تو را مدیریت می‌کند. باید این را بفهمی و بپذیری و هر وقت راحت شدی، خودت را جمع کنی و الا جمعت می‌کنند! یعنی خدا با مقدرات کاری می‌کند که مجبور شوی خودت را جمع کنی! چون راحتی در این دنیا خلق نشده است.

ما چه موقع به این راحتی می‌رسیم؟از پیامبر(ص) پرسیدند: «مَا الرَّاحَةُ» راحتی چیست؟ «قَالَ لِقَاءُ اللَّهِ‏ تَعَالَى» حضرت فرمود: راحتی، لقاء خداوند متعال است(‏بحارالانوار/35/383)یعنی تو فقط آنجا راحت می‌شوی؛ در ملاقات پروردگار عالم است که می‌توانی مزۀ واقعی راحتی را بچشی. این علاقۀ انسان به راحتی، فقط آنجا جواب پیدا می‌کند، در دنیا جواب پیدا نمی‌کند.

می‌خواهید یک جایی را به شما نشان بدهم که در آنجا یک شمّه‌ای از این راحتی را احساس کنید؛ احساسی که از جنس لقاء الله است؟ بروید بهشت زهراء قطعۀ شهدا، در بین قبور شهدا قدم بزنید، چون آنها در بهترین صورت، لقاء الله را تجربه کرده‌اند، بدن‌های مطهرشان آنجا را نورانی کرده، در آنجا نور لقاء الله هست. نور رؤیت وجه الله است. یک نوع راحتی خاصی به وجودت می‌‌دهد که آرام می‌گیری.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




استاد پناهیان: راحت‌طلبی مبدأ بسیاری از گرفتاری‌های روحی، اخلاقی و مشکلات ما در سبک زندگی است/ محبت خدا علاقۀ به راحتی را از آدم می‌گیرد

 

اگر تفسیر دقیقی از زندگی نداشته باشیم، نمی‌توانیم از دینداری و بندگی هم تفسیر دقیقی داشته باشیم/ گرفتاری‌های فردی و اجتماعی به خاطر نقص ما در تلقی از زندگیست

ما باید تفسیر دقیقی از زندگی داشته باشیم، اگر تفسیر دقیقی از زندگی نداشته باشیم، طبیعتاً نمی‌توانیم از دینداری و بندگی هم تفسیر دقیقی داشته باشیم. این اشتباه است که ما زندگی را نشناسیم و بعد تصور کنیم که بندگی و عبادت را می‌شناسیم؛ مثلاً فکر کنیم که «دینداری یعنی صرفاً داشتن همین چند اعتقاد و رفتارهای خوبی که ما داریم»! در این صورت با مشکلات زیادی در مسیر بندگی و دینداری مواجه خواهیم شد.

اینکه تفسیر ما از زندگی چیست، در پذیرش و فهم دین و در متقاعد شدن به دینداری و موفق شدن در دینداری کردن، خیلی تعیین‌کننده است. هر کسی هر ضعف یا رفتار غلطی داشت، اول باید ببیند آیا «تفسیر او از زندگی» درست است یا نه؟ اگر تفسیر ما از زندگی درست و دقیق باشد، همین‌مقدار ایمان ما و همین‌مقدار محبت ما به اهل‌بیت(ع) خیلی می‌تواند ما را نجات بدهد و حتی می‌تواند ما را فوق‌العاده تعالی ببخشد و رشد دهد.

در اندازه‌های اجتماعی هم هرچه گرفتاری اجتماعی داریم به خاطر این است که ما در تلقی خودمان از زندگی نقص داریم. برای اغلب مردم جامعه شفاف نیست که واقعاً زندگی چیست؟ زندگی چیست که ما می‌خواهیم با بندگی و دینداری کردن، این زندگی را اصلاح کنیم، رشد دهیم یا آن را با خداوند متعال معامله کنیم و به سوی خدا حرکت کنیم. چه بخواهیم دینداری حداقلی داشته باشیم و چه چه بخواهیم دینداری حداکثری داشته باشیم، به این وابسته است که تفسیر دقیق زندگی را بدانیم.

تفسیر زندگی انسان، «مدیریت علاقمندی‌ها» است

بر اساس آنچه در جلسات گذشته گفته شد، زندگی انسان شامل علاقمندی‌هایی است که باید با برخی از آنها مخالفت کرد و فقط با بخشی از آنها باید موافقت کرد. به تعبیر دیگر، زندگی درگیری انسان با علاقمندی‌های خود و برآوردن بخشی از علاقمندی‌هاست. اما در بین علاقمندی‌های ما، غالباً باید به کدام یک از آنها توجه کرد که برآورده بشوند؟ علاقمندی‌هایی که نوعاً پنهان‌تر هستند. البته معنایش این نیست که علاقمندی‌های آشکار خود را کلاً کنار بگذرایم. نام این «مخالفت و موافقت» یا «بیدارساختن و خواباندنِ علاقه‌ها» را «مدیریت علاقه‌ها» می‌گذاریم. پس تفسیر زندگی «مدیریت علاقمندی‌ها» است. باید این را بفهمیم و بپذیریم.

هرچه در خانه‌ها، خیابان‌ها، جوامع بشری و در تک‌تک آدم‌ها می‌بینیم، همین مدیریت علاقمندی‌هاست؛ هر چه در اولیاء خدا می‌بینیم همین است و هرچه در اراذل و اوباش عالم می‌بینیم، همین است. یعنی همه دارند علاقه‌های خودشان را مدیریت می‌کنند البته اینکه غلط مدیریت می‌کنند یا درست مدیریت می‌کنند، موضوع دیگری است.

فهمیدن و یادگرفتن نیز در خدمت مدیریت این علاقه‌هاست. یعنی به خاطرعلاقه‌هایت می‌روی یک چیزهایی را یاد بگیری و بفهمی. و هر چیزی را هم که یاد می‌گیری، اثرش در علاقه‌های تو معلوم خواهد شد.

خداوند به جریان مدیریت علاقه‌های ما نگاه می‌کند که ببیند در مدیریت علاقه‌های‌مان به کجا رسیده‌ایم؟

وقتی از کسی می‌پرسیم: «حالت چطور است؟» در واقع دو معنا دارد، یکی وضعیت جسمی و یکی وضعیت روحی که حال اصلی ما همین وضعیت روحی ماست. ریشۀ حال روحی ما برمی‌گردد به اینکه با علاقه‌هایمان چکار می‌کنیم؟ به چه چیزهایی علاقه داریم و چقدر قدرت مدیریت علاقه‌هایمان را داریم؟

می‌دانید خداوند وقتی به ما نگاه می‌کند، در اصل به چه چیزی در وجود ما نگاه می‌کند؟ به جریان مدیریت علاقه‌های ما نگاه می‌کند که ببیند ما در مدیریت علاقه‌های خودمان به کجا رسیده‌ایم؟ یعنی چه چیزهایی را دوست داریم؟ کدام یک از علاقه‌های خود را تقویت کرده‌ایم و کدام یک را تضعیف کرده‌ایم؟ تمام مقدراتی هم که خداوند بر سر ما نازل می‌کند، - اعم از نعمت و نقمت- سرِ همین مدیریت علاقه‌هاست. و در نهایت هم از ما این را می‌خواهد:«إِلَّا مَنْ أَتىَ اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیم»(شعراء/89)خدا می‌خواهد ما در مدیریت علاقه‌های خود موفق شویم و به «قلب سلیم» برسیم؛ قلب سلیم هم از قلب سالم بالاتر است، یعنی خیلی سالم.

قلب انسان آن‌قدر باعظمت است کهخداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «زمین و آسمان جای من نیست، اما قلب بندۀ مؤمن، جای من است؛ لَا یَسَعُنِی أَرْضِی‏ وَ لَا سَمَائِی‏ وَ لَکِنْ‏ یَسَعُنِی قَلْبُ عَبْدِیَ الْمُؤْمِن‏»(عوالی اللئالی/ج4/ص7)یعنی قلب بندۀ مؤمن از آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر است. لذا وقتی مشغول مدیریت کردن علاقه‌های خود بشوید، اگر عمر حضرت خضر(ع) را هم داشته باشید، این مدیریت علاقه‌ها کار مستمری است که تا آخر عمر ادامه دارد و تمام نمی‌شود.

هیچ کسی از این بازی مدیریت علاقه‌ها استثنا نیست. چه آدمهای بد و چه آدم‌های خوب. مثلاً وقتی خداوند می‌بیند که حضرت ابراهیم(ع) به فرزندش اسماعیل(ع) خیلی علاقه‌دارد، به او می‌فرماید: حالا این فرزند خودت را قربانی کن تا ببینم می‌توانی از او دل ببُری یا نه؟

تفسیر بندگی ما این است: «برنامه‌ای که از خدا می‌گیریم برای مدیریت علاقه‌ها»/ دین، برنامه‌ای است برای مدیریت علاقه‌ها

 

وقتی فهمیدیم که تفسیر زندگی، مدیریت علاقمندی‌هاست، حالا باید ببینیم، تفسیر بندگی چیست؟ تفسیر بندگی و دینداری ما این است: «برنامه‌ای که از خدا می‌گیریم برای مدیریت علاقه‌ها». یعنی دین برنامه‌ای است برای مدیریت علاقه‌ها. آیا بدون خدا می‌شود علاقه‌ها را مدیریت کرد؟ نه! بدون خدا اولاً نمی‌دانیم باید چه کار کنیم، و ثانیاً علاقه به خدا، خودش اصلی‌ترین علاقۀ انسان است و این علاقۀ کلیدی(حب الله) باید بیاید و در مدیریت علاقه‌های ما نقش ایفا کند تا ما آرام و متعادل بشویم.

ملاک و معیار رشد این است که انسان علاقه‌های نو و عالی به دست بیاورد. انسان در جریان مدیریت علاقه‌های خود، هم علاقه‌هایش را افزایش و کاهش می‌دهد، هم علاقه‌های جدید را کشف می‌کند، و هم در جریان پاسخ یافتن و نیافتن علاقه‌هایش لذت و رنج می‌برد. اصلاً زندگی یعنی درگیری با علاقه‌ها، پاسخ دادن و پاسخ ندادن به علاقه‌ها، زیاد و کم کردن علاقه‌ها.

اصل ماجرا در جریان مدیریت علاقه‌های خود، آن‌جایی است که شما می‌خواهی با برخی از علاقه‌های خودت مخالفت کنی. و الا آن جایی که انسان می‌خواهد با علاقه‌های خودش موافقت کند که هنر نکرده و اتفاق خاصی نیفتاده است. اصل زندگی آن چیزهایی که به‌دست آمده‌اند نیست، اصل زندگی همان علاقه‌هایی است که به دست نیاورده‌ای یا علاقه‌هایی که می‌خواهی با آنها مخالفت کنی. اصل زندگی در آن بخش تلخ ماجراست. به همین دلیل گفتیم که «نخ تسبیح همۀ فضائل، مخالفت کردن با هوای نفس است» امیراالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «نظام دین، مخالفت با هوای نفس است؛ نِظَامُ‏ الدِّینِ‏ مُخَالَفَةُ الْهَوَى‏»(غررالحکم/ص721)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری گارگاه دوره شیوه نوین تبلیغ برای کودک ونوجوان باحضور استاد مهدی فاطمی منش استاد حوزه ودانشگاه مشاوره مذهبی در تلوزیون.از استان گرگان

برگزاری دوره وگارگاه اموزش روشهای نوین تبلیغ ویژه مبلغین وطلاب خواهرا وبرادر به همت امام جمعه محترم شهرستان  ومعاونت فرهنگی مدرسه علمیع خواهران در تاریخ 25/11/95با حضور طلاب ومبلغین واساتید حوزه علمیه در محل کانون شهید بهشتی زیر نظر استاد حوزه ودانشگاه حاج آقا مهدی فاطمی منش کارشناس ومشاور مذهبی در تلوزیون در دو نوبت صبح وعصر برگزار گردید.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری گارگاه دوره شیوه نوین تبلیغ برای کودک ونوجوان باحضور استاد مهدی فاطمی منش استاد حوزه ودانشگاه مشاوره مذهبی در تلوزیون.از استان گرگان

برگزاری دوره وگارگاه اموزش روشهای نوین تبلیغ ویژه مبلغین وطلاب در تاریخ 25/11/95با حضور طلاب ومبلغین واساتید حوزه علمیه در محل کانون شهید بهشتی زیر نظر استاد حوزه ودانشگاه حاج آقا مهدی فاطمی منش کارشناس ومشاور مذهبی در تلوزیون در دو نوبت صبح وعصر برگزار گردید.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری گارگاه دوره شیوه نوین تبلیغ برای کودک ونوجوان باحضور استاد مهدی فاطمی منش استاد حوزه ودانشگاه مشاوره مذهبی در تلوزیون.از استان گرگان

برگزاری دوره  وگارگاه اموزش روشهای نوین تبلیغ ویژه مبلغین وطلاب  در تاریخ 25/11/95با حضور طلاب ومبلغین واساتید حوزه علمیه در محل کانون شهید بهشتی  زیر نظر استاد حوزه ودانشگاه حاج آقا مهدی فاطمی منش کارشناس ومشاور مذهبی  در تلوزیون در دو نوبت صبح وعصر برگزار گردید.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری مراسم شهادت حضرت فاطمه در مدرسه علمیه آبدانان

به همت معاونت فرهنگی در تاریخ25/11/95برگزاری مراسم شهادت حضرت فاطمه زهرا"س”

سخنران:امام جمعه محترم شهرستان آبدانان

مداحان :خانم نرگس حسینی.بانو ایراندخت سیاحی

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری مراسم شهادت حضرت فاطمه در مدرسه علمیه آبدانان

به همت معاونت فرهنگی مدرسه علمیه آبدانان برگزاری مراسم شهادت حضرت فاطمه برگزار شد

سخنران :امام جمعه محترم شهرستان آبدانان

مداحان:خانم نرگس حسینی.بانو ایراندخت سیاحی

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




تاثیر عجیب دعا در حق دیگران

 

تاثیر عجیب دعا در حق دیگران برای خود شخص دعا کننده

روایتی از امام صادق (ع) :

إِذَا دَعَا الرَّجُلُ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْش

اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند، ، از عرش ندا می شود

 وَ لَكَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفِ مِثْلِهِ

برای تو صد هزار برابر مثل او است (صد هزار برابر برای تو است)

وَ إِذَا دَعَا لِنَفْسِهِ كَانَتْ لَهُ وَاحِدَةٌ. فَمِائَةُ أَلْفٍ مَضْمُونَةٌ خَیْرٌ مِنْ وَاحِدَةٍ
لَا یَدْرِى یُسْتَجَابُ لَهُ أَمْ لَا

این در حالی است كه اگر برای خودش دعا می كرد،
فقط به اندازه همان یك دعایش به او داده می شد.

پس دعای تضمین شده ای که صدهزار برابر آن داده می شود بهتر است از دعایی
(دعای شخص دعا کننده برای خود) که معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود.

« من لا یحضره الفقیه جلد دوم صفحه۲۱۲»

حال اگر کسی برای بهترین مخلوق خدا امام زمان علیه السلام دعا کند …   

چه می شود؟!

یقینا بهترین ها برایش مقدر می شود …

اللهم عجل لولیک الفرج

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت






دعا كردن در سکوت!
كارشناسان مذهبي معتقدند هر دعايي مستجاب نمي شود. آنها اظهار مي دارند براي استجابت دعا بايد موانع اجابت دعا را از ميان برداشت و با خلوص نيت دعا كرد پاك كردن ذات و نفس براي اجابت دعا يك اصل كلي و مهم است ولي آنچه بايد در نظر داشت اين است كه همه دعاها وقتي به عرش اعلي مي رسند خداوند براساس حكمت و دانشش بعضي دعاها را مستجاب كرده و برخي را مستجاب نمي كند.
بنابراين افراد بايد اين اصول مهم را در نظر داشته كه سعي كنند فرايند دعا كردن را فرا بگيرند. الهه شفايي در ارتباط با فرايند خاص دعا كردن مي گويد: «در احاديث داريم كه وقتي پيامبر يا امامي قصد داشت با خداي خود خلوت كرده و دعا كند به غار يا خلوتگاهي رفته و ابتدا سكوت مي كرد.
اين بزرگواران با سكوت درون، خود را خالص ساخته و تمركز بيشتري براي ارتباط با خدا مي گرفتند و سپس خواسته هاي خود را براساس آگاهي و دانش و با در نظر گرفتن حكمت الهي بيان مي كردند.»
وي ادامه مي دهد: «در مراقبه نيز افراد ياد مي گيرند ابتدا سكوت كرده و تمركز كنند سپس روي دعا و خواسته اي كه دارند تفكر بيشتري كنند يعني آنها ابتدا روي عبادت «خداوند بخشنده مهربان» تمركز كافي كرده و به تك تك كلمات آن توجه كنند، اين تمركز روي عبادات باعث مي شود فرد بر دعاي خود دقت كافي كرده و آنچه را مهم است از خداوند بخواهد و از خواسته هاي بي جا و بي اساس صرف نظر كند. با اين شرايط او به مرحله استجابت نزديك تر مي شود. در اين شرايط افراد به مرحله بلوغ و تكامل دعا نزديك تر شده و خواسته هايشان را با دقت نظر بيشتري انتخاب مي كنند و درخواست هايشان از خداوند نيز عمق بيشتري دارد.»
بنابراين امام جعفر صادق (ع) نيز سفارش مي كند: «دعاي مستمندان را در حق بيمارانتان دست كم نگيريد. دعاي آنها در حق شما مستجاب مي شود و در حق خودشان مستجاب نمي شود.»بطور كلي دعا كردن در حق ديگران اهميت زيادي دارد اما به قول امير مومنان علي(ع) دعايي كه همراه با عمل نباشد همچون تيري است كه هدف نداشته باشد

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




جامعه سالم در سايه انرژي هاي مثبت دعا


نگاه کارشناسانه به تاثير دعا در ايجاد آرامش و امنيت اجتماعي


پيرزن دست هاي چروك خورده اش را بالاگرفت و براي دختر جوان دعا كرد. سرماي سخت زمستان هنوز در پوست و استخوانش موج مي زد ولي احساس گرمي داشت و با دعاي گرم تر وجودش را زلال تر كرد.
    او براي دختر جوان دعا كرد به همه آرزوهايش برسد تا با عزت و سربلندي روزگار جواني را به پايان برساند. دختر جوان لبخندي زد و ته قلبش احساس روشني كرد. دختر جوان حالابيشتر از قبل احساس اعتماد به نفس مي كرد و با خودش فكر كرد چقدر انرژي مثبت پيدا كرده و با نيرويي عظيم تر مي تواند به ديگران كمك كند.
    دعاي زن پير، دختر جوان را به كار خير اميدوارتر كرد. شايد اگر دختر جوان در قبال كار خيرش هيچ دعايي نيز دريافت نمي كرد شيوه اش را ادامه مي داد ولي دعاي پيرزن نيروي فوق العاده اي به او بخشيد. گويا پاداش بزرگي گرفته بود كه تا هميشه مي توانست آن را سرمايه كارهاي بعدي اش كند.
    
    
    دعاي دسته جمعي، انرژي مثبت براي جامعه
    جامعه اي را در نظر بگيريم كه در آن همه اعضا و افراد براي يكديگر دعا مي كنند. در اين جامعه خيرانديش افراد سعي مي كنند براي كسب رضايت خداوند براي يكديگر دعا كنند و در همين حال از خداوند مي خواهند تا آنها را به موفقيت در كارهايشان برساند. در اين جامعه كه هر عابر پياده اي براي عابري ديگر، هر فروشنده اي براي خريدار، هر كودكي براي سالمند و هر سالمندي براي جوان دعاي خيري مي كنند علاوه بر اين كه نيروي لايزال الهي به كمك افراد اين جامعه مي آيد، افراد اين جامعه با اعتماد به نفس و احساس امنيت و رضايت خاطر بيشتري زندگي كرده و داوطلبانه وارد كارهاي خير مي شوند.
    دعا كردن در حق ديگران نعمت بزرگي است كه خداوند آن را در اختيار انسان ها قرار داده است. حجت الاسلام والمسلمين محمدعلي مطلبي فشاركي، استاد حوزه علميه در اين باره مي گويد: «يكي از نعمت هاي بزرگي كه خداوند در اختيار انسان قرار داده آن است كه به انسان اجازه داده تا او را «بخواند». امام زين العابدين (ع) مي فرمايند: «خداوندا از بزرگترين نعمت هاي تو بر ما، جاري شدن ياد تو بر زبان ما و اجازه دادن ما براي دعا كردن به درگاه تو است. اين نعمت بزرگ ارزش و اهميت فوق العاده اي داشته و در اسلام تاكيد بسياري بر آن شده است.» دعا كردن در جوامع مذهبي بخصوص جوامع مسلمان اهميت اجتماعي فراواني دارد. دكتر مريم يوسفي، جامعه شناس و مدرس دانشگاه در ارتباط با اهميت اجتماعي دعا كردن مي گويد: «دعاي جمعي باعث مي شود تا انرژي هاي مثبت در جامعه رواج پيدا كند و نرخ بسياري از جرائم و جنايات مانند قتل، خودكشي، دزدي، كلاهبرداري و… كاهش پيدا كند. به علاوه رفتارهاي منفي و نامطلوب ديگر نيز چون حسادت و چشم و همچشمي رو به افول بگذارند.»
    دكتر يوسفي معتقد است: «در اين قبيل جوامع چون باور قلبي بر مبناي خداشناسي است افراد بر رفتارهاي خود نظارت بيشتري داشته و در حق ديگران دعاي بيشتري مي كنند در نتيجه رفتار قانع تري پيدا كرده و به موجب آن نرخ طلاق و خودكشي به ميزان 100 درصد كاهش پيدا مي كند و در نتيجه آسيب هاي اجتماعي در جامعه كم مي شود.»
    دعا كردن يك غريزه دروني است و تقريباً در همه اديان وجود دارد. انسان با دعا كردن هم خود را آرام ساخته و هم به ديگران امواج و انرژي مثبت مي فرستد. دكتر علي قائمي، جامعه شناس مذهبي و مدرس دانشگاه در اين باره مي گويد: «همه اديان، مراسم خاصي براي دعا كردن دارند يكي از مذاهبي كه به دعا كردن بسيار اعتقادي خاص دارند مذهب اسلام است. مسلمانان نه تنها دعا كردن در حق خود و خانواده شان را امري پسنديده مي دانند بلكه با طرز فكري وسيع تر براي ديگران نيز دعا مي كنند. از جمله اين دعاهاي دسته جمعي فرازي از دعاهايي است كه در ماه مبارك رمضان مي خوانيم: خداوندا هركس بيمار است را شفا بده، خداوندا هر كس غريب است را به وطنش بازگردان، خداوندا هر فقيري را غني كن. مسلمانان نه تنها با دعا كردن در حق ديگران خلوص نيت پيدا مي كنند بلكه آثار اجتماعي زيادي را بر جامعه باقي خواهند گذاشت. با اين شرايط يك نوع صلح و دوستي در جامعه رواج پيدا خواهد كرد.»
    دكتر قائمي با ديدي وسيع تر در اين رابطه مي گويد: «مسلمانان نه تنها در حق خود، خانواده، آشنايان و دوستانشان دعا مي كنند بلكه با وسعت نظر براي كل افراد حتي دشمنانشان نيز دعا مي كنند تا آنها هدايت شوند. در جنگ احد وقتي دشمنان حضرت محمد (ص) به طرف آن حضرت سنگ پرتاب كردند و دندان ايشان شكسته شد، خداوند ندا داد: «اي محمد اگر تو بخواهي آنان را عذاب مي كنم.» ولي حضرت محمد (ص) فوراً با پائين لباسش خون سر و صورت خود را پاك كرد و فرمود: «پروردگارا آنها را عذاب نكن. آنها اگر بفهمند من پيغمبر تو هستم هرگز اين رفتار را ادامه نخواهند داد.»
    وي همچنين مي گويد: «امام حسين (ع) هنگام شهادت از خداوند خواست تا دشمنان اسلام را هدايت كند و به خداوند گفت: «پروردگارا راضي ام به رضاي تو.»
    
    
    اثرات اجتماعي دعاي دسته جمعي
    همه روزها، روزهاي خدا هستند و همه ايام براي دعا كردن مناسب اند. استجابت دعا ارتباطي با روز، ساعت و ايام ندارد. برخي افراد به اشتباه اعتقاد دارند استجابت دعا زمان و مكان خاصي را مي طلبد و نمي توان براي ديگران در هر ساعتي دعا كرد اما بايد اين نكته را در نظر داشت افراد و بخصوص مسلمانان هميشه به دعا كردن توصيه شده اند زيرا «ياد خداوند دل ها را آرام مي كند.»
    حجت الاسلام والمسلمين مطلبي فشاركي در اين باره مي گويد: «خداوند متعال فرموده است: «هرگاه بندگانم از تو سراغ مرا بگيرند بگو من نزديكم و دعاي دعاكنندگان را آنگاه كه مرا مي خوانند اجابت مي كنم» بنابراين دعا كردن در حق ديگران همواره امري پسنديده است.» دعاهاي دسته جمعي بخصوص در ايامي كه افراد نيروهاي معنوي بيشتري در خود حس مي كنند باعث مي شود انرژي هاي مثبت فراواني در جامعه ساطع شده و افراد بيشتر به خيرانديشي، كمك و محبت كردن به ديگران فكر كرده و در راه آن تلاش بيشتري كنند.
    دكتر يوسفي در اين باره مي گويد: «متاسفانه برخي افراد تنها در ايام مناسبات مذهبي يا در مكان هاي خاص مذهبي مثل زيارتگاه ها اقدام به دعا كردن براي خود و ديگران مي كنند.»
    دكتر علي همت يارزاده، روانشناس نيز معتقد است: «خيلي از جوامع مذهبي با اين كه عمده معيارهاي اخلاقي، مذهبي و بخصوص دعا كردن را راه هموار در رسيدن به معنويت مي دانند اما باز با اين حال عده اي هستند كه اين نكات و قوانين مذهبي را رعايت نكرده و به عبارت دقيق تر تربيت خاص مذهبي ندارند. در اين مواقع افراد بطور عملي با رفتاري خيرخواهانه و بشردوستانه وارد عمل نشده و دعا كردن آنها نيز شكلي سطحي و پيش پا افتاده دارد.
    
    
    اثرات روانشناختي دعاي دسته جمعي
    همه ما تجربه دعا كردن براي ديگري و مشمول دعا شدن ديگران را داريم. همگي از احساس خوشايند دعا باخبريم و اين احساس رضايت ما را به سمت خيرخواهي و نيك انديشي و كمك هرچه بيشتر به ديگران سوق داده است. بنابراين اثرات روانشناختي دعا بر هيچ يك از ما پوشيده نيست. بيشتر ما به خاطر همين اثرات مطلوب دعا است كه تمايل داريم به ديگران كمك رسانيم و خودمان براي ديگران دعا كنيم.
    الهه شفايي، روانشناس در اين باره مي گويد: «دعا باعث آرامش دروني انسان مي شود. آرامشي كه حاصل از احساس تكيه زدن به يك قدرت برتر و نيروي مافوق بشري است. نيرو و حاكمي كه هميشه مراقب و محافظ ما است. بنابراين اگر هنگام دعا كردن، ايمان قلبي خود را بيان كنيم و مطمئن باشيم به آن مي رسيم، حتماً به آن رسيده و به آن دست پيدا مي كنيم. اين نيروي دروني به ما كمك مي كند تا ايمان بيشتري پيدا كرده و انرژي بيشتري در خود احساس كنيم و در نتيجه بيشتر دعا كنيم.»
    هنگامي كه در جريان دعا و معنويات قرار مي گيريم، چه وقتي كه براي خود دعا كرده و چه وقتي كه براي ديگران دعا مي كنيم حالات رواني عجيبي را تجربه مي كنيم. الهه شفايي درباره اين حالات مي گويد: «ما انسان ها بطور غريزي تمايل به دريافت پاداش و تشويق داريم. از طريق اين پاداش است كه همواره از اوان كودكي تا حال كسب لذت كرده و به رفتارهاي مطلوب خود ادامه مي دهيم. وقتي ديگران در حق ما دعا مي كنند احساس اعتماد به نفس و امنيت خاطر بيشتري پيدا مي كنيم و احساس مي كنيم از حمايت اجتماعي بيشتري برخوردار هستيم.»
    احساس امنيت خاطر و حمايت اجتماعي يك نياز اوليه و مهم انسان است. دكتر علي همت يارزاده معتقد است: «آدمي در نخستين ساعات تولدش بيش از هر چيز نيازمند احساس امنيت و محبت از سوي مادرش است. اين احساس غريزي با رشد كودك و افزايش ارتباطات اجتماعي او توسعه يافته و بعدها احساس مي كند بايد اين نياز از سوي ديگر افراد معتمدش نيز تامين شود. بنابراين در اين ميان او براي كسب امنيت و محبت وارد يك سيكل ارتباطي شده و به ديگران محبت كرده و از ديگران محبت دريافت مي كند. هنگام اين ابراز محبت ها با افراد زيادي آشنا و صميمي شده و تا حدودي توان خود افشايي پيدا مي كند. انسان پيوسته نيازمند آن است كه با ديگران ارتباط عميق تر برقرار كرده و بخشي از رازها و درددل هاي خود را با آنان در ميان بگذارد و او به دنبال احساس امنيتي كه پيدا مي كند اين رازها را برملامي كند. حال فرد مقابل علاوه بر حمايت اجتماعي سعي مي كند ديگري را از حمايت هاي معنوي نيز برخوردار سازد و در حق او دعا مي كند. اين دعا كردن گذشته از اهميت ديني و مذهبي، باعث دلگرمي، احساس رضايت مندي و امنيت بيشتر فرد مي شود و او تا مدت ها احساس اعتماد به نفس زيادي خواهد داشت.»
    البته هميشه افراد آشنا و صميمي براي هم دعا نمي كنند. در جوامع مذهبي افراد طوري تربيت مي شوند كه وسعت نظر زيادي داشته و ميزان خيرخواهي شان گسترش بيشتري پيدا كند و براي ديگر آشنايان يا حتي افراد غريبه اي كه احساس مشترك و صميمي با آنها ندارند نيز دعا مي كنند، اثرات دعا كردن گاه مقطعي باقي مي ماند.
    دكتر همت يارزاده در اين باره مي گويد: «وقتي فرد كمك كننده بر اثر دعاي فرد كمك شونده پاداش خوبي دريافت كند به كار و فعاليت خيرخواهانه اش ادامه مي دهد اما اگر اعتقاد مذهبي و ايمان او ضعيف باشد و در پس كمك خيرخواهانه اش نتيجه مادي و اجتماعي زيادي دريافت نكند به كمك ها و خيرخواهي هايش ادامه نمي دهد. البته اين مورد در كشورها و جوامع مذهبي كه در آن دعا كردن و خيرخواهي حرف اول را مي زند كمتر مشهود است. بسته به درجه اعتقاد و ايمان افراد تمايل به دعا كردن و رفتار خيرخواهانه آنان نيز فرق مي كند و در جامعه هاي مذهبي افراد بيشتر از صميم قلب براي ديگران حتي افراد غريبه دعا مي كنند كه باز در اين مورد نيز تربيت مذهبي افراد حرف اول را مي زند

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




تاثیر عجیب دعا در حق دیگران برای خود شخص دعا کننده

امام صادق (علیه‌السّلام) :
إِذَا دَعَا الرَّجُلُ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْش

اگر شخصی در پشت سر برادر مومنش برای او دعا کند، ، از عرش ندا میشود

ِ وَ لَكَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفِ مِثْلِهِ

برای تو صدهزار برابر مثل او است ( صد هزار برابر برای تو است)

وَ إِذَا دَعَا لِنَفْسِهِ كَانَتْ لَهُ وَاحِدَةٌ. فَمِائَةُ أَلْفٍ مَضْمُونَةٌ خَیْرٌ مِنْ وَاحِدَةٍ
لَا یَدْرِى یُسْتَجَابُ لَهُ أَمْ لَا

این در حالی است كه اگر برای خودش دعا میكرد،
فقط به اندازه همان یك دعایش به او داده میشد.
پس دعای تضمین شده ای که صدهزار برابر آن داده می شود بهتر است از دعایی
(دعای شخص دعا کننده برای خود) که معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود.

« من لا یحضره الفقیه جلد دوم صفحه۲۱۲ »

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری دوره دوم احکام  ویژه مبلغین  ودانش آموختگان

به حول قوه الهی به همت معاونت فرهنگی مدرسه علمیه خواهران  دوره دوم احکام به مدت 2روز در محل مدرسه علمیه ویژه مبلغین ودانش آموختگان زیر نظر استاد رودابه رضایی برگزار گردید.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری نمایشگاه کتاب مدرسه علمیه خواهران آبدانان
موضوعات: مختلف  لینک ثابت




برگزاری نمایشگاه کتاب وصنایع دستی به مناسبت دهه فجر مدرسه علمیه خواهران آبدانان
موضوعات: مختلف  لینک ثابت




پاداش و فضيلت زيارت حضرت فاطمه معصومه(س)
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (عليهاالسلام) روايات متعددّي از سوي امامان معصوم عليهم‌السلام صادر گرديده است که هم بر منزلت و قداست اين بانوي بزرگوار دلالت مي‌کند و هم پاداش زيارتش را بيان مي‌دارد؛ پاداشي بزرگ و بي مانند که همانند آن براي غير امام معصوم عليه‌السلام کم نظير است.
اينک چند روايت نقل مي‌کنيم:
1. امام رضا عليه السلام فرمود: «مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ»(1)؛ «کسي که فاطمه معصومه را زيارت کند بهشت براي او خواهد بود.»
2. امام جواد عليه السلام فرمود: «مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ»(2)؛ «کسي که قبر عمه‌ام را در قم زيارت کند، بهشت براي او است.»
3. امام رضا عليه السلام فرمود: «مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّةُ»(3)؛ «کسي که فاطمه معصومه را زيارت کند، در حالي که حق او را بشناسد، بهشت براي او است.»
4. امام صادق عليه السلام فرمود: «… وَ لَنا حَرَماً و هُو قُمُّ و سَتُدْفَنُ فيها اِمْرَأَةٌ مِنْ وُلْدي تُسمَّي فاطِمَةَ، مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»(4)؛ «… و براي ما حرمي است و آن شهر قم است و به زودي زني از فرزندان من در آن جا دفن مي‌شود که نامش فاطمه مي‌باشد. هر کس او را زيارت کند، بهشت براي او واجب است.»
5. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «مَنْ زارَني اَوْ زارَ اَحَداً مِنْ ذُرِّيَّتي، زُرْتُهُ يومَ الْقِيامَةِ فَاَنْقَذْتُهُ مِنْ اَهْوالِها»(5)؛ «آن کس که مرا يا يکي از فرزندانم را زيارت کند، روز قيامت او را ديدار خواهم کرد و از ترس و وحشت آن روز، نجاتش خواهم داد.»
در کتاب تحفة المظفریه فی تذکرة اولاد الائمة در شرح اولاد حضرت امام همام موسی الکاظم علیه‌السلام ذکر شده که در ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام مدفونه در قم، چهار حدیث از سه امام وارد شده است.
1- از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام که می‌فرماید: به درستی که از برای خداوند تعالی حرمی است که او مکه است، و از برای حضرت رسول صلی الله علیه وآله حرمی است که او مدینه است، و از برای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام حرمی است که او کوفه است، و از برای ما اهل بیت حرمی است که او قم است. زود است دفن شود در او زنی از فرزندان من که اسم او فاطمه است: «من زارَها وَجَبت له الجنّة(6)‌؛ کسی که زیارت کند او را، بهشت بر او واجب است»، و در خبر دیگری آمده است: «اِنَّ زیارتها تعادل الجنّة.»(7)
2- از حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام در جواب سعد بن سعد که سؤال می‌کند از فاطمه دختر موسی بن جعفر علیهماالسلام، می‌فرماید: «من زارها فله الجنة»(8)؛ کسی که زیارت کند او را به بهشت می‌رود.
3- نیز از آن حضرت است که می‌فرماید به سعد، از ما نزد شما قبری است؟ عرض می‌کند: بلی، پدر و مادرم به فدای تو باد! فاطمه دختر موسی بن جعفر است؟ می‌فرماید: «من زارها عارفاً بحقها فله الجنة»(9)؛ کسی که با معرفت و شناخت ایشان را زیارت کند، پاداشش بهشت است.
4- حضرت امام محمد تقی علیه السلام می‌فرماید: «من زار عمّتی بقم فله الجنّة»(10)؛ کسی که زیارت کند عمه مرا در قم، بهشت برای او است.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




سالروز وفات حضرت معصومه(س)
: ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد.

اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است.

بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد."آفتاب” سالروز وفات آن حضرت را به تمام عاشقان حضرتش تسلیت می گوید.

احادیثی پیرامون حضرت معصومه(س)
قال الصادق عليه السلام:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم

خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند.

عن سعد عن الرضا(ع) قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است .

كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است .

امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧)
امام صادق (ع) كسى كه آن حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست .

امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» (بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦ )
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است

جايگاه حضرت معصومه(س)
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:آن حضرت در روايتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢)

«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.

امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد. (زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .)

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت




پیام تسلیت رهبری به مناسسبت در گذشت عالم ربانی آیت الله رفسنجانی

رهبر انقلاب،ارتحال حجت‌الاسلام‌ و المسلمین رفسنجانی را تسلیت گفتند
فقدان این رفیق دیرین، همرزم و همکار نزدیک سخت و جانکاه است
رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی، ارتحال رفیق دیرین و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را تسلیت گفتند.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی و همکار نزدیک سال های متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم. فقدان همرزم و همگامی که سابقه همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواری ها و تنگناها که در این ده ها سال بر ما گذشت و چه همفکری ها و همدلی ها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید.
هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سال ها، تکیه گاه مطمئنی برای همه کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می آید. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هایی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود، بکلّی بگسلد و وسوسه‌های خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره‎برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.
او نمونه کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم‌شاهی و از رنج دیدگان این راه پرخطر و پر افتخار بود. سال ها زندان و تحمل شکنجه‌های ساواک و مقاومت در برابر این همه و آنگاه مسئولیت های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ های درخشان زندگی پرفراز و نشیب این مبارز قدیمی است.
با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی‌شناسم که تجربه‌ای مشترک و چنین درازمدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ‌ساز به یاد داشته باشم.
اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ ما مسئولان جمهوری اسلامی است.
غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض می کنم.
غفرالله لنا و له
سیدعلی خامنه ای

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مختلف  لینک ثابت